پارک جنون

Sólo me importa amarte

پارک جنون

Sólo me importa amarte

کودک درون ؟؟؟

look into the mirror
See myself, I'm over me
I need space for my desires
Have to dive into my fantasies
I know as soon as I'll arrive
Everything is possible
Ne irascaris Domine
ne ultra memineris iniquitatis
ecce civitas Sancti facta est deserta
Sion deserta facta est
Ierusalem desolata est
domus sanctificationis tuae


گفتی که کودک درونت را کشته ای !!! چرا؟؟؟

گفتم که کودک درون من از اول هم نبود ... شاید در بدو تولد کشته شده است...

آن زمان که همه بچه ها تو ضبط صوت شون قصه شنگول و منگول گوش میکردند...

من در گوشه قایم میشدم و از نوار کاست های پدرم کاست بتهون رو دزدکی بر میداشتم

و گوش میدادم...توی دوران کودکی که همه عاشق آرم آخر فوتبالیست ها بودن من

این آهنگ رو گوش میدادم و از ته قلبم دوستش داشتم

Whitney Houston-I will Always Love You

میتونید دانلود کنید و گوش کنید هر چند قدیمیه ولی هر بار که گوش میدم

دست و پام کرخت میشه دوران گودکی که همه تو کوچه ها فوتبال میکردن

من یه منظوم شعر از کودکی ام دارم !!!شاید فکر کنید شعر های کودکانه !

باید بگم نخیر همین الان میارم با شعر این جوون شاعر ها مقایسه میکنم

ببینید کدوم قشنگ تره !!!!بله ، دوران کودکی من در موسیقی نقاشی و شعر گذشت

تا فوتبال در کوچه ها و دیدن برنامه کودک های مزحک بستنی ها !!!

همیشه پدرم میگفت بچه جان این همه عروسک برات خریدم استفاده کن حداقل

ولی من همیشه کتاب رو بشتر دوست داشتم یک کتابخانه هم همون موقع ها درست

کرده بودم به داداشم و بچه های فامیل کتاب امانت میدادم...

حالا با احتساب همچین کودکی فکر میکنید کدوم کودک درون رو من کشتم ؟؟

من از کجا بدونم کودک چی هست که بدونم نوع درونیش چیه ؟؟؟

دکتر جون گفتن که کودک درونت رو نقاشی کن ! هر چی احساس میکنی

10 دقیقه فکر کردم هیچی به ذهنم نیومد ! یک صفحه سفید دادم بهش...

افسرده ام ؟ باشه تو راست میگی ! حالم وخیمه ؟ اونم تو درست میگی !

تو چه میدونی دنیا چه شکلیه ؟ تو چه میدونی توی زندگی در شرایط سخت

احساس رو زنده نگه داشتن یعنی چی !!! همین کتابهایی که خوندی منم خوندم

روانشناسی دشمن احساسه !!! چون میخواد تحلیلش کنه ... به نظر شما

احساس تحلیل میشه ؟ شمای که الان عاشقی و نوشته منو میخونی ...

میتونی تحلیل کنی چرا عشقت رو دوست داری ؟؟ نه ! چون احساس تحلیل شدنی

نیست احساس حس کردنیه !!!

آخه اون چه میدونه از سنت بیشتر فهمیدن چه دردیه !! از کجا میدونه تو نوجوانی جوان

بودن و در جوانی پیر بودن چقدر کشنده است ؟

اون از کجا میدونه چه احساسی باعث میشه من به جایی برسم که حتی مرگ...

حتی مرگ هم ترسی برای من نداشته باشه و خیلی راحت در مورد مرگ حرف بزنم ؟

متاسفانه اکثرا دارن از ترس مرگ خودکشی میکنن !!!

تا میگی مرگ همه چشمها گرد میشه ! مگن هووو هیییی این چه حرفیه

یعنی مرگ اینقدر ترس داره ؟؟؟

کی میتونه بفهمه من چه حسی دارم ؟ هیچ کس !!

من دیوونه ام ؟ باشه ! شما عاقل باش ...

یه فیلمی هست به اسم بنجامین برد پیت بازی کرده...

فیلم خیلی قشنگه داستان یک جوانی که از پیری میره به جوونی...

تو جوانیش که به ظاهر پیر بوده عاشق یه دختری میشه و دختر به خاطر ظاهر پیرش

اونو مسخره میکنه... بعد طی گذشت زمان دختره پیر میشه و پسره جوان...

و داستان اونجا دیگه خیلی  قشنگ میشه که دختره رو میبینه و...

پیشنهاد میکنم ببینید فیلم قشنگیه ... یاد میگیرم دنیا همیشه یه شکل نمی مونه...


پ.ن۱ = ترسم که اشک در غم ما پرده در شود...

پ.ن۲= تا بعد