یک صاحبخانه پیری دارم تا حالا ۱۸ بار قصه عمل کردن چشمش رو گفته
هر بار هم که گفته ا شوق و ذوقی که انگار دفعه اولشه میگه ٬ تعریف کرده !!!
منم هر دفعه که گوش میدم انگار بار اولمه
همون سوال ها رو میپرسم همون حرفها رو میزنم که دفعه اول برام پیش اومد...
پی نوشت : از دو تا چیز بدم میاد - یکیش از یکیش ٬ یکیش از اون یکیش