یک صاحبخانه پیری دارم تا حالا ۱۸ بار قصه عمل کردن چشمش رو گفته
هر بار هم که گفته ا شوق و ذوقی که انگار دفعه اولشه میگه ٬ تعریف کرده !!!
منم هر دفعه که گوش میدم انگار بار اولمه
همون سوال ها رو میپرسم همون حرفها رو میزنم که دفعه اول برام پیش اومد...
پی نوشت : از دو تا چیز بدم میاد - یکیش از یکیش ٬ یکیش از اون یکیش
عین بعضی روزای زندگی که هی مجبوری تلقین کنی به خودت که تازه ن..اما دیروزم زندگی کرده بودیش!
ـــــــــــ
مرسی سر زدی فرزاد جان...هبوط وب اصلیمه.خوشحال میشم اونجا ببینمت.